تبليغاتX
ورود ممنوع
‫بزرگترين متهم قلبي اسث که نميداند براي که و براي چه چيزي مي تبد

 

روی تخته سنگی نوشته شده بود اگر جوانی عاشق شد چه کند؟

 

من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند

 

برای بار دوم از آنجا می گذشتم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود اگر صبر نداشته باشد چه؟

 

من هم با بی حوصلگی نوشتم :بمیرد

 

بهتر است برای بار سوم که از آنجا می گذشتم انتظار داشتم زیر نوشته ی من نوشته ای باشد

 

اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 11:40
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

دخترک با چشمانی خندان ولباسی پوسیده روبروی

پدری زحمت کش ولی نا توان و علیل ایستاده بود و طنین این

جمله را در گوش او می نواخت:

روزت مبارک

جعبه ی مربعی رو که با تکه های کاغذ کادوهای

مختلف تو خیابون کادو شده بود رو میز شکسته جلو پدرش گذاشت

پدر از دیدن این هدیه بسیار خوشحال شد

و با خنده گفت:مم ...مم ... ممنون عزیزم

پدر با ذوق بسیار کاغذ ها را کنار زد و در جعبه را باز کرد

اما ناگهان مات و مبهوت ماند

چون درون جعبه چیزی نبود

بلند شد و سر دخترک فریاد کشید

هنوز یاد نگرفتی وقتی به کسی هدیه ای میدی

یه چیزی باید تو جعبه بزاری؟؟؟

دخترک در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود با بغضی سنگین آهسته جواب داد:

اما اون جعبه که خالی نبود...

جعبه پر بود از بوسه های من.....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:6
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

آنكس كه مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود كه به شوق من امده باشد

 

 رهگذري بود كه روي برگهاي خشك پاييزي راه مي رفت

 

 صداي خش خش برگها همان اوازي بود كه من گمان مي كردم ميگويد:

 

 

                                                 دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 21:23
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T